تکدی گری نوع صداقت

سلام دادش اول اینو بگم

یک روز یک پسر جون زد به شیشه گفت خمارم دارم میمیرم  نه کرسنه ام نه ......

پول فقط میخوام برای مواد

پرسیدم چقد ---١۵٠٠   ---بگیری میری --- اره میرم گم میشم ---١۵٠٠گرفت یک نگاه کرد و دعایی کرد من بی تفاوت پنجره رو بستم

داشتم برای یکی میگفتم اینطوری جالب بود میگفت من فقط به معتادها کمک میکنم

گفتم چرا

برای اینکه از ته دل بی ریا  صادقانه برای ادمها چیزهای خوب میخوان

خیلی فکرمو مشغول کرد ادامه داد اگر من ندهم بهر طریقی جورش میکنه

یک فرهنگ جالبی منم تائید کردم

===================================

همه ای ما یک جور گدایی میکنیم فقط خیلی هامون بد خیلی هامون خوب

همه ما غریب موندیم برگشت به مطلب قبلی

جستجو کردم دنیای کافر کیش را

              گشتم وگشتم ولی پیدا نکردم خویش را

بین سلطان وگدا در شهر غربت فرق نیست

              من پریشان دیده ام هم شاه وهم درویش را

 

برای اصل مطلب به وبلاگ عزیز دلم مرجعه شود 

     http://www.esmaeil212.persianblog.ir/===================================

/ 5 نظر / 8 بازدید
اسماعیل

چه نکته ظرفی رو اشاره کردی..... درسته اگر بخوایم از نقاط مختلف بهش نگاه کنیم...خیلی تعابیر متفاوتی مشه ازش داشت.... بنده صرفا از دید اقتصادی بهش نگاهکردم و روشهای کسب بیشتر درآمد را که این قشر برای خودشون ابداع کردن رو بررسی کردم..... اینجاست که معلوم میشه علوم انسانی به هم خیلی ارتباط دارند و برای تحلیل پدیده های مختلف اجتماعی باید از همشون کمک گرفت....[لبخند] در هر صورت معتاد نیازمند پیدا کردی در خدمتیم داداش...جنس که نمیتونیم براش جور کنیم...ولی پولش رو که میتونیم بدیم...[نیشخند] مشتاق دیداریم...شدیدا[گل]

پرنیا

درسته که ما میتونیم با پول دادن بهشون کمک کنیم ولی اینم باید در نظر بگیریم که با این کار بیشتر اونا رو تو منجلابی که هستن هول میدیم...اگه بهشون کمک نکنیم حداقل واسه در آوردن پول موادشون به زحمت میوفتن...حتی اون موقعی که خواستین بهش پول بدین دیدین که گفت گرسنه نیستم...پس یعنی انقدر داشته که بتونه حداقل یه نون بخره شکمشو سیر کنه...ولی اگه بهش پول ندیم مجبوره بین غذا و مواد یکی رو انتخاب کنه...که حتی اگه موادو انتخاب کنه بعد از نعشگی به فکر شکمشم میوفته...پس به سختی میوفته و شاید همین سختی ها باعث بشه یه کم به این فکر کنه که اگه ترک کنه راحت تره...ولی اگه خیالش از بابت پول مواد راحت باشه نه تنها خودش بیشتر آلوده میشه بلکه دیگرانو هم به این کار تشویق میکنه...

پرنیا

درسته ولی اگه تو این راه سختی بکشن زودتر خسته میشن و شاید شاید یه روزی به فکر چاره بیوفتن...تا اینکه خیالشون از بابت تامین پول مواد راحت باشه...نمیدونم نظر من اینه...شاید درست نباشه ولی من به این معتقدم...

سارا

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صدبار بنا گشت و دگر باره فرو ریخت

پرنیا

مرسی که سر زدی...[گل]شاد باششششششششییی....[تایید]