به کسی بر نخوره برنخوره من یکی پنجره مو میبندم

سلام

دوست ندارم شکایت کنم یا حرفی بزنم که خوب نباشه

چند روزه خیلی حساس شدم روی نوع پوشش ادمها به یک چیزه جالب رسیدم

جالب بود اقایان شهرمون رو دیدم هیچ کدومشون پیش واز پاییز وزمستون

نرفتن منظورم این نیست که لباس گرم نپوشیدن کسی رو ندیدم لباس نو

پوشیده باشه دلم میگیره وقتی میبینم                                              

(ببخشید به کسی بر نخوره ...ولی خانمها رو اینطوری ندیدم ) 

خوشحال شدم از اینکه خانها با تغیر فصل تغییر کردن با لباس نو

قبلا اینطوری نبود همه ما  فقط منتظر تغییر بودیم تا با اون شاد بشیم

کاشی کسی پیدا میشد گرد غم رو از روی دل وصورتمون بر میداشت

دلمون تنگ شده برای شادی   دلم تنگ شده .....................

========================================

طبق این چند بار دوباره یک قسمتی از شعر اقای رجایی رو مینویسم

                                                  3-1

روزگارت باد شیرین شادباش     دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

اه در شهر شما یاری نبود           قصه هایم را خریداری نبود

وای رسم شهرتان بیداد بود         شهرتان از خون ما اباد بود

از در ودیوارتان خون میچکد       خون من فرهاد مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شوم تان     خسته از همدردی مسموم تان

اینهمه خنجر دل کس خون نشد      اینهمه لیلی کسی مجنون نشد

اسمان خالی شد از فریادتان           بیستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پیشه ام           بویی از فرهاد دارد تیشه ام

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسماعیل

گل میگی........ قانون طبیعت نو شدن است رفیق......تازه شدن و غبار رو از دل زدودن.... این مردن ناراحت و عجول و خسته ....به ازادی و خوشبختی میرسن......به این روز ایمان دارم....و حتما می بینمش.....آینده مال ماست رفیق[گل]

دژ

روزگارم تنگ بود سرد و ای وای تلخ بود می توان این گونه بود شیرین و فرهاد و بی کینه بود آپم و منتظر دیدارت

اسماعیل

دلم برای ماهی ها می سوزد ...در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند

سارینا

مساله جالبی رو توجه کردی؟؟؟؟ ولی خانما هم زیاد نو نوار نیستن من دقت کردم [گل] وقتی در چشم همه و قیافه خسته همه دقت میکنی اینو کامل متوجه میشی اجازه لینک میدید؟

رها

اونوقت رییس جمهور میگه جوانای ایران یکی از یکی شادترند... خدا دل همه رو آرامش بده که جای خالی شادی رو تاحدی پر میکنه آروم باشی عزیزم[گل]

سحر

بلاگ زیبایی دارین [گل]

غزاله

ممنون از حضورتون کاش غم از دل همه میرفت

مریم

چه قشنگ! البته بماند که باید چشماتونو درویش میکردین! :) . توصیه های یک لالایی گوی خوب : گاهی لازمه خودمون دست به کار شیم و رنگ شادی رو چهره هامون بپاشیم.تازه مال بقیه هم فراموش نشه. مال من قرمز باشه لطفا. میخوام جیغ بکشم!

مریم

راستی یادم رفت دوتا چیزو بگم: 1.سلام 2.کامنتتون خیلی جالبه. وقتی صفحه آخرین نظرات رو باز کردم یک هزار دوندونه ای هزار نقطه از صفحه بیرون زده بود: ششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش