با تو هستم خدا

سلام امروز اول زمستان اول دی ماه

         روز گرم زمستانیان سرد و برفی و بارانی باد

خدا به فریادمان برس استخوانهام هوس یک سرمای سخت کرده شاملو میگه روزی که قفل افسانه ایست ولی امروز میشه گفت که برف افسانه ایست جالب شده اعتقاد های ما و .... به مانند اعراب شده و هوا و روزگارمون هم به مانند صحرای عربستان -نکند که .... نه نمیشه نمیشه مطمئن هستم دیگه اون مثل اونها نمیشه

اسمون وزمین قهر کرده باید خدارو واسطه اشتی بین ما بشه نگران کننده شده

کاشکی قهوه تلخی بود که توی اب شرب این کشور  میریختیم و برمیگشتم به دورانی که مثل امروز کنار کوچه های خاکی برفی نشسته بود دل مردمش زنده بود لب های مردمش خندان بود کینه دزدی گناه تجاوز جنایت افسانه بودشایدم به زور قهو ه ای شیرین دادن بهمون که سر از این روزگار عجیب و قریب در اوردیم

شعر زمستان برای ایندگانه ما خیال پردازیهای یک شاعر بوده

هوا بس ناجوانمردانه گرم است

/ 3 نظر / 5 بازدید
یک کودک

دقیقا!!!! دلم یه برف درست حسابی می خواد

اسماعیل(از سنگ تا الماس)

سلامم رو تو پاسخ گوی در بگشای.....این بیتش مال همین امروزه....همین روزگار سر دو خشک و گرم...... ادامش رو تو بلاگم....نوشتم....[لبخند][گل]